تالار وحدت

اواسط مهر ماه ما به کنسرتی دعوت شدیم که از طرف آموزشگاه موسیقیمون توی تالار وحدت برگزار می شد البته ماهان و بهاران (بچه های دایی ابراهیم) دعوتمون کرده بودند و خودشون هم جزو نفرات بودند بهاران مجری داستان آرش کمانگیر بود و ماهان هم توی همنوازی دف شرکت داشت خلاصه جاتون خالی کلی کیف کردیم . جالبه من یه دسته گل گرفته بودم براشون ولی وقتی بهاران اومد بیرون گل رو بهش ندادم و بهش گفتم صبر می کنم تا ماهان بیاد بعد هم تا ماهان اومد بیرون گل رو بهش دادم ... اینم یه جورشه دیگه .
بهاران در حال روایت داستان آرش کمانگیر

خود آرش کمانگیر-که بازیش خیلی مورد توجه قرار گرفت-در حال انداختن تیر معروفش

و ماهان که نفر چهارم ردیف بالا (البته از سمت راست) است و در این کنسرت نوازنده دف بود

+ نوشته شده در جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت 15:4 توسط تا وقتی یاد بگیره خودش بنویسه پدرش
|
روزی تو چهارسالگیم ، نوشتن خاطراتم با نام "یادداشت های یک پسر چهارساله" آغاز شد.ولی دیگه چهار سالم نیست...چیز زیادی نمونده تا خودم نوشتن رو شروع کنم . پس تا اون موقع این باباعلیه که با کمک من فکر میکنه و مینویسه . نوشته هایی که حالا دیگه فقط بخشی از اونها خاطرات من هستند .